فصل پانزدهم‌


بررسي علم و پيش‌رفت فكري در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌

الف‌. زمينه‌ٴ كلي‌

تقسيم گذشته‌، به اعصار نيم‌قرني‌، متكلفانه و تصنعي است‌؛ ولي هم‌چنان‌كه پيش از اين (ج 1، ص 49 ـ 52) گفته شد، هيچ تقسيم‌بندي براي همه‌ٴ رشته‌هاي علوم يا همه‌ٴ اقوام به يك اندازه‌ مناسب نخواهد بود. از اين رو، بهتر است گذشته را به اعصار مساوي و نسبتاً كوتاه تقسيم كنيم‌.
نيم‌قرن دوره‌اي است كه تقريباً هر كس مي‌تواند در زندگي خود از آن بهره‌مند شود و آن را بسنجد؛ چون در يك چنين عصري‌، مثلاً در همين دوره‌ٴ 1351 ـ 1401، همواره مي‌توان عده‌اي‌ كافي را يافت كه از اول تا آخر آن دوره را به سر برده باشند و بدين‌سان‌، مي‌توان از يك‌دستي‌ مختصرِ مباحث كتاب اطمينان حاصل كرد.
ولي نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌، داراي اين ويژگي بود كه هر دو انتهايش با حوادث بين‌المللي‌ مهمي قرين شد، آن چنان حوادثي كه بر زندگي ميليون‌ها انسان اثري عميق بر جاي گذاشت‌. نخستين رويداد طاعون سياه بود كه در سال‌هاي 1348 ـ 1349 آغاز شد؛ و دومي فتوحات‌ تيمور لنگ بود كه در سال 1405، به پايان رسيد. اين دو مصيبت دقيقاً قلمرو يكساني نداشتند، ولي هريك داراي چنان قلمرو وسيعي بودند كه بر ديگري اثر ژرفي گذاشتند و ميليون‌ها انسان‌ شاهد هر دو مصيبت شدند. برخي نيز كه از مرگ سياه مصون مانده بودند، طعمه‌ٴ آتش تيمور شدند. ولي مصيبت به آن دو محدود نشد؛ در پي‌ِ اسارت بابلي‌1، شِقاق كبير2، جنگ‌هاي‌


1 .اسارت بابلي بر دوره‌ٴ 1309 ـ 1376، در تاريخ كليساي كاتوليك رومي اطلاق مي‌گردد كه در طي آن‌، پاپ‌ها در شهر آوينيون (فرانسه‌) مي‌زيستند. در اين دوره‌، كه نزديك به هفتاد سال به‌درازا كشيد، پاپ‌ها، بيش و كم‌، از سياست شاهان فرانسه پيروي مي‌كردند. اين نام‌گذاري از اسارت هفتادساله‌ٴ بني‌اسرائيل در بابل در سده‌ٴ ششم پيش از ميلاد ناشي شده است‌. ــ و.
2 .شقاق كبير يا شقاق غرب به انشعابي كه در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1378 تا 1417، در كليساي كاتوليك رومي روی داد، گفته مي‌شود. ــ و.